خب... 24 سال گذشت! به همین راحتی، به همین... خوشمزگی؟! نمی دونم!
امشب 24 ساله شدم. چرا دیگه تو روزای تولدم هیچ حس خاصی ندارم؟ فقط یه حسه غریب دلتنگیه، یه یادآوری که هی، حواست هست؟! فهمیدی از این خرداد تا خرداد قبلی چجوری گذشت؟ سرمو می خارونم و باز بیشتر یادم می افته که ...Yesterday When I Was Young
چه حس جالبیه که کسی یادش نبود امشب شب تولدمه! اصلاً هم بدم نیومد! یه جوره خاصی بود، خیلی واقعی تر از اینکه یه عده خیلی مصنوعی هی چپ و راست به آدم تبریک بگن!
حالا خودم هستم و خودم. هی پسر، تولدت مبارک. حواست که هست...؟!
پ.ن: منوی روز : Shadow On The Sun چقدر مناسب حال این روزهام بود!
امشب 24 ساله شدم. چرا دیگه تو روزای تولدم هیچ حس خاصی ندارم؟ فقط یه حسه غریب دلتنگیه، یه یادآوری که هی، حواست هست؟! فهمیدی از این خرداد تا خرداد قبلی چجوری گذشت؟ سرمو می خارونم و باز بیشتر یادم می افته که ...Yesterday When I Was Young
چه حس جالبیه که کسی یادش نبود امشب شب تولدمه! اصلاً هم بدم نیومد! یه جوره خاصی بود، خیلی واقعی تر از اینکه یه عده خیلی مصنوعی هی چپ و راست به آدم تبریک بگن!
حالا خودم هستم و خودم. هی پسر، تولدت مبارک. حواست که هست...؟!
پ.ن: منوی روز : Shadow On The Sun چقدر مناسب حال این روزهام بود!
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 23:39  توسط اسپاسم
|


