تبليغاتX
اسپاسم - اینجا چه می کنم...
آشنایی من با وبلاگستان فارسی بر می گرده به 2، 3 سال پیش. کمی طول کشید تا بلاگهای مورد علاقه ام رو پیدا کنم و بعد تر ها با اومدن گوگل ریدر و فید و فید بازی تبدیل شدم به یک معتاد به تمام عیار وبلاگی!

البته این آمد و شدها به فضای وبلاگستان کاملاً یک طرفه بود و من در اکثر مواقع صرفاً خواننده ای بوده ام سایلنت ! (البته این مورد اخیر رو می اندازم گردن گوگل ریدر عزیز که متاسفانه امکان کامنت گذاشتن نداره).
باری؛ حالا اما هوای نوشتن بد جوری افتاده به سرم. دستنوشته هایی که اغلب سرانجامشون فراموش شدن لابلای کتابها، روی یخچال (بعضاً توی یخچال!)، زیر تخت و ... بود رو تصمیم دارم منتقل کنم به خونه جدیدشون : اسپاسم!

و در آخر، عوامل گرفتار شدن من در دام اعتیاد(!) : - البته احتمالاً این عزیزان نه من رو می شناسن و نه در اکثر مواقع کامنتی از من دیدن(به علت همون خصیصه سایلنت بودن!) –

یک پزشک (که خیلی آپ تو دیت وار و دلچسب از دنیای پزشکی گرفته تا آی تی، سینما و ... رو پوشش می ده)، 35 درجه (که گاهاً در یکی دو خط، به نکته ای عمیق اشاره ای میزنه بسی ظریف!)، لولیان (لیلی نیکو نظر)، Alibi (که این روزها شدیداً در گیر نوآوری و شکوفاییست!)، سولوژن (که گاهس حس هاش کمی پیچیده میشه!)، دو در دو، For Ever Under Construction، منتقد، ناتور (که فضای نوشته هاش خیلی به دلم میشینه)، سلمان (ستارۀ سهیل بلاگستان!)،Seeking Life، از زندگی،افکار، تادانه، حقوق دان پاریسی (که این روزها کمی دیر آپدیت می کنه)، خانوم لنگ دراز (از عوامل با خطر اعتیاد بالا که با طنز دوست داشتنیش من رو یه جورایی ناک داون کرد و شاید باعث شد برای نوشتن مصمم تر بشم)، روان پریش، زن نوشت، سارا و پاییز (که چقدر زیبا دنیایی زنانه رو به تصویر می کشه)، سایه ، صفحه سیزده، عصیان (این یکی هم خطر اعتیادش بالاست!)، فالشیست (که خیلی به دلم نشسته و ایضاً تازه باهاش آشنا شدم و در حال زیر و رو کردن آرشیوشم!)، فرنگی، کتابلاگ (که من رو با کتابهایی از جنس دیگه – که همیشه به دنبالشون بودم – آشنا کرد. ممنون!)، منصفانه، یوسف علی خانی، کیبرآزاد (جادی دوست داشتنی - خوش تیپ ترین پسر وبلاگستان!)، گربه روی شیروانی داغ (کم، اما زیبا)، گوشزد، یه وجب خاک اینترنت (پژمان دشتی نژاد عزیز که الگوی پشتکار و آهسته و پیوسته رفتن و رسیدنه – گرچه این روزها با سرعت زیاد داره میره که بترکونه! – موفق باشی و سلامت)،  کاپریس (که نمی دونم این روزها کجاست و چرا بلاگش نیست و نابود شد!)، یک فتحی و دکتر مزیدی (آشنای وبلاگستان!).

پ.ن : بر حسب عادت تو نوشته هام به وفور از علامت تعجب (!) استفاده می کنم! در حال حاضر تا حد امکان خودم رو کنترل کردم. وگرنه اونفدر ها هم آدم حیرت زده ای نیستم!

مجدداً پ.ن : آیا فونتی که در حال حاضر استفاده می کنم خواناست ؟! اگر نه با فونت دیگه ای بنویسم.
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:58  توسط اسپاسم  |